كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
297
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
قَدْ جاءَكُمْ بَصائِرُ به درستى كه آمد بشما نشانهاى روشن مِنْ رَبِّكُمْ از پروردگار شما فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ پس هر كه ببيند منفعت او مر او راست وَ مَنْ عَمِيَ فَعَلَيْها و هر كه نابينا شود يعنى نهبيند آن حجتهاى ظاهر را پس ضرر آن بر اوست وَ ما أَنَا عَلَيْكُمْ و نيستم من بر شما بِحَفِيظٍ نگاهبان كه محافظت اعمال شما كنم و بر ان شما را جزا دهم بر من همين تبليغ است و بس وَ كَذلِكَ و مثل اين تصريف كه در آيتهاى گذشته كرديم نُصَرِّفُ الْآياتِ ديگر مىگردانيم آيتهاى قرآن را از خوف برجا و از وعده بوعيد تا سامعان متنبه شوند وَ لِيَقُولُوا و تا نگويند اهل مكه كه تو درست خوانده و تعليم گرفته از ديگرى زعم كفّار قريش آن بود كه حضرت رسالتپناه ص از جبير و يسار كه دو بنده بودند از سبى روم تعليم مىگيرد و مىگويد خدا به من وحى مىكند حق سبحانه مىفرمايد كه ما تصريف آيات مىكنيم تا نگويند كه تو از بشرى تعليم گرفته زيرا كه اين نوع كلام مقدور هيچ بشر نيست وَ لِنُبَيِّنَهُ و ديگر تصريف براى آنست كه بيان مىكنيم قرآن را لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ براى گروهى كه مىدانند اين كلام خدا است نقلست كه در محلى كه كفار عرب آن حضرت ص را بدين آباء دعوت مىكردند اين آيت نازل شد اتَّبِعْ ما أُوحِيَ إِلَيْكَ بر پى آن رو كه وحى كرده شد بر تو مِنْ رَبِّكَ از پروردگار تو يعنى طريقه توحيد و بدانكه لا إِلهَ إِلَّا هُوَ هيچ معبودى سزاوار پرستش نيست مگر او وَ أَعْرِضْ و روى بگردان عَنِ الْمُشْرِكِينَ از شركآرندگان و باقوال ايشان التفات منماى وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ و اگر خواستى خدا كه ايشان موحد بودندى ما أَشْرَكُوا هرگز شرك نمىآوردندى وَ ما جَعَلْناكَ و نگردانيديم ترا عَلَيْهِمْ حَفِيظاً بر اين كافران نگاهبان وَ ما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكِيلٍ و نيستى تو بر ايشان وكيل يعنى كار ايشان به تو بازگذاشته نيست آوردهاند كه چون آيت إِنَّكُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ نازل شد مشركان قريش گفتند اى محمد ص زبان از دشنام بتان ما بربند و گرنه ما نيز خداى ترا كه بصفات كمال ياد مىكنى هجا گوئيم آيت آمد .